+ یاد اون خانومه افتادم که اومده بود قاب بخره واسه موبایلش... آقاهه یه قاب گذاشت رو میز گفت این خیلی خوبه ها...
خانومه یه نگاهی انداخت بهش و گفت: "آخه این پشتش بسته ست... اپلش معلوم نمیشه"!
خدا! بیا منو بکش!
نوشته شده در جمعه دهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 16:14 توسط یکی که دوست داره انسان باشه...|
برچسب:
نویسنده: باربد مقدم
برچسب:
نویسنده: باربد مقدم
برچسب: باشیم,
نویسنده: باربد مقدم
چرا بنظر من انقدر سخته پس؟!
.
.
.
+ هرچند که بنظر میرسه هیچوقت قرار نیست اینجا چیزی درست شه...
هرچند که هرچی بیشتر میگذره همه چی بیشتر احمقانه میشه...
قوانین، فرهنگ(!)، روابط آدمها و ...
.
.
ولی...
.
.
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 0:37 توسط یکی که دوست داره انسان باشه...|
برچسب: گریزم؟,
نویسنده: باربد مقدم
برچسب:
نویسنده: باربد مقدم
برچسب:
نویسنده: باربد مقدم
و بعد اگه دلتون خواست میتونین بهش فکر کنین حتی! :)
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 1:13 توسط یکی که دوست داره انسان باشه...|
برچسب: کلیشهبرعکس,
نویسنده: باربد مقدم
.
.
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 1:47 توسط یکی که دوست داره انسان باشه...|
برچسب: تنهایی,
نویسنده: باربد مقدم
برچسب: تعصب,
نویسنده: باربد مقدم
برچسب: عجایب,
نویسنده: باربد مقدم
برچسب: پاتی,
نویسنده: باربد مقدم
برچسب: مظلوم؟,
نویسنده: باربد مقدم
برچسب: غائله,
نویسنده: باربد مقدم
برچسب:
نویسنده: باربد مقدم
برچسب: انگیزتر,
نویسنده: باربد مقدم
برچسب: ادامه,
نویسنده: باربد مقدم
برچسب:
نویسنده: باربد مقدم